الاحد 5 جمادى آخر 1442 هـ
آخر تحديث منذ 1 ساعة 7 دقيقة
×
تغيير اللغة
القائمة
العربية english francais русский Deutsch فارسى اندونيسي اردو Hausa
الاحد 5 جمادى آخر 1442 هـ آخر تحديث منذ 1 ساعة 7 دقيقة

نموذج طلب الفتوى

لم تنقل الارقام بشكل صحيح
×

لقد تم إرسال السؤال بنجاح. يمكنك مراجعة البريد الوارد خلال 24 ساعة او البريد المزعج؛ رقم الفتوى

×

عفواً يمكنك فقط إرسال طلب فتوى واحد في اليوم.

آیا تناقضی در بین آیه ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) يعنى: ( من جن ها و انسان ها را فقط براي اين آفريدم كه تنها مرا بپرستند) و حدیث(لا احصي ثناء عليك) یعنی:( پروردگارا هر اندازه تو را ستایش کنم نمی توانم حق ستایش تو را به جا بیاورم)وجود دارد؛

مشاركة هذه الفقرة

آیا تناقضی در بین آیه ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) يعنى: ( من جن ها و انسان ها را فقط براي اين آفريدم كه تنها مرا بپرستند) و حدیث(لا احصي ثناء عليك) یعنی:( پروردگارا هر اندازه تو را ستایش کنم نمی توانم حق ستایش تو را به جا بیاورم)وجود دارد؛

تاريخ النشر : 22 جمادى أول 1437 هـ - الموافق 02 مارس 2016 م | المشاهدات : 652
- Aa +

آیا آیه کریمه: ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) يعنى: ( من جن ها و انسان ها را فقط براي اين آفريدم كه تنها مرا بپرستند)الذاریات/۵۶ با دعای رسول الله صلی الله عليه وسلم که می فرماید: ( لا احصي ثناء عليك) یعنی: ( پروردگارا هر اندازه تو را ستایش کنم نمی توانم حق ستایش تو را به جا بیاورم)تناقض دارد؟ و دیگر اینکه بدعت چیست؟ و آیا در دین بدعت خوب و بد وجود دارد؟

هل يتعارض قول الله تعالى: ( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ) مع حديث: ( لا احصي ثناء عليك)

الحمدلله  و صلي  الله  و سلم  و بارك  علي  رسول  الله  و علي  آله  وصحبه.أما  بعد:در پاسخ به پرسش  شما  از خداوند طلب توفیق کرده و می گوییم:

آیه و حدیث مذکور هیچ  تناقضی  با یکدیگر  ندارند  بلکه مورد نفی شده در حدیث "احصاء" می باشد  که در اینجا  به معنی  احاطه  است و این صحیح می باشد زیرا  بنده  هر اندازه که از کلمات  جامع  و قدرت بیان و شیوایی  زبان  برخوردار  باشد بازهم  نمی تواند  حق ستایش خداوند  را آنگونه که است به جا بیاورد؛ امام  مالک رحمه  الله  در شرح  حدیث  مذکور  می فرماید: معنای  حدیث  این است که: من نمی توانم  نعمت ها و الطافی  که به من ارزانی داشته  ای را بشمارم و هر اندازه  در ستایش  تو مبالغه کنم  بازهم نمی توانم  حق ستایش  تو را به جا بیاورم؛ اما این نفی به معنای ناتوانی در اصل انجام ستایش  نیست بلکه بیانگر نفی  ادای حق  ستایش در حد جزئیات آن است  اما ستایش  خداوند  متعال  به طور  کلی  برای هر انسان مومن امکان  پذیر می باشد همانطور که عبارت های حمد و ستایش  در احادیث  متعددی از رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم  ثابت  شده اند؛

علت  اینکه  انسان قادر به ادای حق ستایش  خداوند  متعال  نیست  این است که ادای حق ستایش  خداوند متعال مستلزم  احاطه  داشتن  به همه  نام ها وصفات  خداوند  متعال  است که تحقق این امر برای هیچ یک از مخلوقات ممکن نمی باشد  زیرا خداوند می فرماید: (وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا)يعنى: ( و- مخلوقات- هیچگونه  احاطه  ای به علم او ندارد) طه/۱۱۰ بنابراین هر اندازه  حمد و ستایش  خداوند  را بگوییم  هرگز نمی توانیم حق ستایش او را به جا بیاوریم  زیرا ما از همه  نام ها و صفات خداوند او  مطلع  نیستیم و نیز  می توان علت دیگری  را مطرح  نمود و آن این است که: نعمت های هایی که خداوند  به بندگانش  ارزانی کرده است بسیار زیادمی باشند و انواع  و اقسام  بیشماری  دارند و لازمه  هر نعمت این است که خداوند را در ازای آن  حمد و ستایش نمود که این امر در توان و دانش   بشر نمی گنجد طوریکه  خداوند  می فرماید: (وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا)يعنى: ( و اگر- بخواهید- نعمت های خدا را بشمارید- هرگز قادر به- شمارش  آنها  نخواهید  بود) ابراهيم /٣٤

آري؛حمد و ستايش  از آن  الله  است؛ ستايشى  به گستردگی  آسمانها  و زمین  و آنچه  که در بین آن دو است و ستایشی  به گستردگی  چیزی  که بعد از آنها  می خواهد و چه راست گفته است سراینده  این شعر:

إذا نحنُ أثنينا عليك بمدحةٍ ***فهيهاتَ يُحصى الرَّملُ أو يُحصى القَطْر

یعنی: -پروردگارا- اگر ما یک بار مدح  و ستایش  تو را بگوییم- حق  آن را ادا  نکرده  ایم- زیرا قادر -به شمارش- شن ها و قطره های باران نیستیم - تا شکر آنها را هم به جای آوریم

ولكنَّنا نأتي بما نستطيعُه *** ومن بذل المجهودَ حقَّ له العُذر  

اما ما به اندازه توان  خویش- حمد و ستایش- تو را می گوییم  و آنکه  همه  تلاش خود را به کار می بندد-  قطعا در قصورش-  مشمول استحقاق پذیرش عذر می باشد.

- بدعت: هر چیز  نوپیدا  در دین  را بدعت  می گویند و همچنین به هرچیز نوظهوری  که در دین  به نام شریعت و با هدف دینداری  رواج  یابد  را نیز  بدعت  می نامند.

بنابراین هر  عبادت یا اعتقادی  که بعد از رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم  پدید  آمده  و امکان  انجام  آن در زمان  رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم  بوده  و انجام  نداده  و یا به آن دستور نداده و یا آن را تایید نکرده است بدعت  تلقی  می شود و بدعتی  که مد نظر  رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم است همه جوانب دینی  اعم از  گفتار  و عبادت ها و اعتقادات  و أعمال را شامل  می شود.

شیخ الاسلام  ابن تیمیه  رحمه  الله  در الفتاوی (٢٢/٣٠٦) می فرماید: ( بدعت  دو نوع  است: نوع  اول بدعت  در گفتار  و اعتقادات هستند و نوع  دوم بدعت در أفعال  و عبادت  ها هستند که نوع  دوم شامل  نوع  اول  می شود همانگونه که  نوع  اول دعوت بسوی نوع  دوم می دهد) بنابراین اجتناب  ورزیدن  از هر دو نوع مذکور  برای  ما واجب  است زیرا بدعت  با همه  اشکال  و انواع  آن موجب زیان  و خسارت صاحب آن می شود و علاوه بر آن  شخص بدعت گر  به طور ضمنی  می گوید که شریعت ناقص بوده و رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم  دین را بصورت کامل  به ما نرسانده  است.

شیخ  دکتر/ خالد بن عبدالله  المصلح

التعليقات (0)

×

هل ترغب فعلا بحذف المواد التي تمت زيارتها ؟؟

نعم؛ حذف