درخواست فرم فتوا

اشتباه کپچا
×

فرستاده شده و جواب خواهد داد

×

با عرض پوزش، شما نمیتوانید بیش از یک فتوا در روز بفرستید.

پرسش های مطرح شده از سوی مسلمانان آمریکا / حقیقت استفاده استعاری در قرآن چیست؟

حقیقت استفاده استعاری در قرآن چیست؟

تاریخ انتشار : 2016-03-02 | عرض : 1977
EN
- Aa +

حقیقت استفاده استعاری در قرآن چیست؟ و برخی از دوستانم به من گفته اند که قرآن را باید بر اساس ظاهر کلمات معنی کرد؛ بطور مثال عبارت" ید"( دست) را در مورد خداوند باید همانطور پذیرفت که در قرآن آمده است و نباید آن را تاویل نمود آیا چنین دیدگاهی صحیح است؟ ومنظور از تشبیه امام غزالی در کتاب خویش" جواهر القرآن" چیست که می گوید: ( قرآن مانند یک اقیانوس بی کران می باشد که دارای صدف ها و گوهرهای گران بها است و برخی از مردم به محض دست یافتن به صدف ها قانع می شوند و برخی به دنبال گوهرها جستجو را ادامه می دهند) و همچنین می گوید: ( قرآن ظاهر و باطن دارد) آیا گفته های وی درست می باشند؟

ما هي حقيقة المجاز في القرآن؟

الحمدلله  و صلي  الله  و سلم  و بارك  علي  رسول  الله  و علي  آله  وصحبه.أما  بعد:در پاسخ به پرسش  شما  از خداوند طلب توفیق کرده و می گوییم:

دیدگاه  صحیح این است که در قرآن مجاز ( استعاره ) وجود ندارد و مجاز  در تعریف أهل بیان، به  کاربرد لفظ در معنای  غیر  حقیقی  آن اطلاق می شود؛ بطور مثال: عبارت" شیر" در لغت  به معنای  حیوان  درنده  معروف  است  اما  وقتی از یک نفر بشنوید  که می گوید: "شیری را  دیدم  که سخنرانی  می کرد" بدون  شک  پی می برید  که منظور  وی از " شیر" یک مرد  شجاع  است  و آن  حیوان درنده  را به هیچ  وجه متصور  نمی شوید  زیرا  چنین  حرکتی  از آن حیوان  سر  نمی زند و به همین  خاطر  آن را مجاز  نامیده  اند که در حقیقت  مجاز  نبوده  و واقعیت  است زیرا  مخاطب جمله مذکور تنها همان مفهومی  را که اندکی پیش مطرح کردیم  متصور می شود و این بیانگر  آن است که عبارت  مذکور، حقیقت  است  و نه  مجاز؛ و شرح  این مطلب  در مجال این بحث  نمی گنجد  و آنچه  که عنوان  کردم  کفایت  می کند.

اما  در خصوص  مطالبی  که از کتاب " جواهر  القرآن" غزالی  مطرح  نمودید  که می گوید: قرآن مانند یک اقیانوس  بی کران  می باشد  که دارای  صدف  ها و گوهرهای گران بها است و برخی از مردم به محض  دست یافتن  به صدف  ها قانع  می شوند  و برخی به دنبال  گوهرها جستجو  را ادامه  می دهند) و همچنین می گوید: ( قرآن ظاهر و باطن  دارد) باید  گفت:

جمله نخست مذکور  کلی  است  و دو احتمال  صحیح  و اشتباه  در آن راه  دارد لذا  اگر منظور او این است که این قرآن شامل دلایل  محکم  و نشانه  هایی مبنی  بر معجزه  بودن  آن است و از سوی  پرودگار  جهانیان، توسط جبریل  امین بر محمد  صلی  الله  علیه  وسلم فرستاده  شده  است  تا توسط  آن از هشدار  دهندگان  باشد و معانی آیات، مطابق  ظاهر  الفاظ   است و نباید  از چهارچوب  معانی ظاهری  الفاظ  عدول شود  در این حالت  گفتار  وی  صحیح  است زیرا در ک و فهم  مردم  نسبت  به یکدیگر  متفاوت  است  و از اینرو  هنگامی  که  از سیدنا  علی  رضی  الله  عنه پرسیده  شد که آیا رسول  الله  صلی  الله  عليه  وسلم  دانش  ویژه ای را  به شما اختصاص  داده  است؟ گفت: خیر؛ - جز فهمی  که خداوند  به بنده  اش جهت- درک- کتابش  عطا  می کند- چیز  دیگری از دانش بهره مند  نشده ام-؛ و این فهم،  به تناسب  اخلاص  و تقوای  مردم  متغیر  است  طوریکه  شیخ  الاسلام  ابن  تیمیه  رحمه  الله در الفتاوی (جلد۱۳ صفحه٢٤٥) مى فرمايد: بدون شک خداوند متعال قلب صالحان  و پرهیزکاران را نسبت  به دریافت  مفاهیمی  می گشاید در حالیکه چنین کاری  را با قلب دیگران انجام نمی دهد  و این به سبب پاک بودن قلب های صالحان از محرمات  و پیروی شان از چیزهایی  که مورد رضايت خداوند است می باشد؛ و این نظیر  کلام سیدنا  علی  رضی  الله  عنه است که می گوید:  جز فهمی  که خداوند  به بنده  اش جهت- درک- کتابش  عطا  می کند- چیز  دیگری از دانش بهره  مند نشده ام- و در اثری از سلف  صالح  رحمهم  الله عبارتی با این لفظ  وارد شده است: ( فردی که به دانش خود عمل کند  خداوند  دانشی در او به ودیعه  می گذارد که قبلا از آن مطلع نبود) و خداوند متعال  در چندین  جای  قرآن کریم  به همین  مطلب  اشاره  کرده  و فرموده است: ( وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا (٦٦)وَإِذًا لَآتَيْنَاهُمْ مِنْ لَدُنَّا أَجْرًا عَظِيمًا (٦٧)وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا(٦٨)) يعنى: ( و اگر به پندهایی  که به آنها  داده  می شود عمل  می کردند  قطعا  برای شان بهتر و ( مایه) استواری ایمان  شان  می شد (٦٦) و در این صورت پاداش  بسیار  بزرگی  از جانب  خودمان  به آنها می دادیم(٦٧) و بی تردید به راست  هدایت شان  می کردیم(٦٨))النساء/٦٦-٦٨ سپس شیخ  الاسلام  ابن  تیمیه  رحمه  الله  می فرماید: ( آیه مذکور  بیانگر  آن است که پیروی  کردن  از مواردی  که مورد  رضایت  خداوند  نیستند انسان را از علم و هدایت باز می دارد همانطور  که خداوند  می فرماید: (فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ) يعنى: ( هنگامی  که - خودشان با ارتکاب  گناهان- منحرف  شدند  خداوند  هم قلب های شان را - از راه راست- منحرف  کرد)الصف/٥

خلاصه اينکه ادراک  معانی صحیح قرآن و سنت و گشایش  قلب ها در فهم  معانی  کلام  خداوند  و پیامبرش  صلی  الله  علیه  و سلم به میزان پایبندی و عمل  انسان به دستورات  خداوند  و رسول  الله  صلی  الله  عليه  وسلم بستگی داشته و به همان اندازه محقق می شود بطوریکه  از امام شافعی  رضی  الله  عنه  وارد شده است که ایشان هزار  نکته  از حدیث: ( يا أبا عمير  ما فعل النغير)یعنی: ( ای ابوعمیر، حال نغیر چطور است؟) استنباط  کرده است؛ در  حدیث مذکور ابوعمیر( برادر سیدنا انس رضی الله عنهما) نام کودکی است که پرنده بیماری نام نغیر داشت که فوت کرد.

اما اگر منظورش از عبارت مذکور  این است که  ما می توانیم با جستجو در آیات قرآن و احادیث  رسول الله صلی الله علیه وسلم مفاهیمی بر خلاف ظاهر  الفاظ  آیات  و احادیث استنباط کنیم باید گفت: که این  اعتقاد أهل بدعت از قبیل باطنی ها و رافضی ها ( شیعه ها)  و صوفیان افراطی می باشد؛ به طور مثال  باطنی  های رافضی  در تفسیر  آیه: ( تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ) المسد/١، دو دست ابولهب  را به سیدنا  ابوبکر  و عمر رضی  الله  عنهما تفسیر  کرده  اند! و در تفسیر  آیه: (ْفَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ)یعنی: ( با سران  کفر بجنگید) التوبه/۱۲ گفته  اند: مراد  از سران  کفر طلحه  و زبیر رضی الله  عنهما هستند! و در تفسیر  آیه: (وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ)يعنى: ( و درخت  نفرین  شده-مذکور- در قرآن-( درخت  زقوم) را وسیله  آزمایش  قرار  دادیم-)الاسراء/٦٠ گفته  اند که مراد  از درخت  نفرین  شده  بنی  امیه  است! و فیلسوفان، ملائکه  و شیاطین  را به نیروهای  نفسانی  تفسیر  کرده  اند  اما اهل سنت و جماعت که بر منهج سلف صالح امت می باشند و همان فرقه  نجات یافته هستند از تفسیر آیات  و احادیث  بر خلاف  ظاهر  الفاظ آنها خودداری  می کنند  مگر آنکه  دلایلی از سلف مبنی بر اینکه  ظاهر  لفظ  مدنظر  نیست  وجود داشته  باشد.

اما در خصوص سؤال  شما مبنی بر اینکه  برخی از دوستان  تان می گویند: قرآن را باید طبق ظاهر الفاظ  آن تفسیر نمود  و تاویل  نکرد و همچنین در مورد مثال " ید الله" ( دست خداوند) که بایستی  همانگونه  بپذیریم  که وارد  شده است بایستی  گفت: دیدگاه آنها در خصوص پذیرفتن الفاظ  قرآن و سنت بر اساس  ظاهرشان صحیح است و ما نمی توانیم  بدون  وجود دلیل آنها را به معانی  دیگری تفسیر  نماییم  زیرا  تاویل  الفاظ  قرآن نوعی تحریف است برای اینکه کلمه  را از ظاهر آن به معانی  دیگری تغییر  می دهد و این همان تحریف سخن  از جای خود می باشد لذا بر ما واجب است تا در مواردی  که  خداوند متعال در مورد ذات  خود خبر داده است و یا در مواردی که رسول  الله  صلى  الله  عليه  وسلم  از ذات خداوند  خبر داده  است به همان حالتی که خبر داده  اند بپذیریم  و تاویل و تشبیه  و تجسم  و تحریف  نکنیم  و این اعتقاد  سلف  صالح  امت  اعم از صحابه  و تابعین  و تابع  تابعین و علمای ربانی امت در مورد " أسماء  و صفات خداوند" است لذا در همه  جوانب  دین به اعتقاد آنها چنگ بزن و بر آن مواظبت  نما زیرا پایان این امت  تنها با چیزی  اصلاح می شود  که ابتدایش  با آن اصلاح  شد.

شیخ  دکتر/ خالد بن عبدالله  المصلح

مطالب مرتبط

×

آیا واقعا می خواهید مواردی را که بازدید کرده اید حذف کنید؟

بله، حذف